دی به خواب دیدم در مجلسی جلوس نموده بودیم و جملگی گودریان و جمعی دیگر از دوستان گرداگرد آن .
هر از چند گاهی احدی از جمع بر میخاست و نوتی را ارائه میکرد و با انگشتهای بالا آمده ی شصت دگران به نشستن تشویق .
من از این عمل خیال بد کردمی ولی کسی در آن عوالم رویا بنده را التفات نمود که این ها لایکهایی بودند دستی !
بساط کامنتهاشان هم براه بود و پس از ساخته شدن در سر قلیانها میرفت و عوض پرتقال و دو سیب و نعناع دود میشد و سبب حذیذ جمع میگشت !
( خواب دیشب - واقعی )
هر از چند گاهی احدی از جمع بر میخاست و نوتی را ارائه میکرد و با انگشتهای بالا آمده ی شصت دگران به نشستن تشویق .
من از این عمل خیال بد کردمی ولی کسی در آن عوالم رویا بنده را التفات نمود که این ها لایکهایی بودند دستی !
بساط کامنتهاشان هم براه بود و پس از ساخته شدن در سر قلیانها میرفت و عوض پرتقال و دو سیب و نعناع دود میشد و سبب حذیذ جمع میگشت !
( خواب دیشب - واقعی )
No comments:
Post a Comment